طب روحانی

پدافند معنوی و لزوم بکارگیری آن در کشور

پدافند معنوی

از دیرباز تاکنون، هنگام جنگ و تجاوز به یک جامعه، گروه و یا حتی به یک فرد، همیشه دو مقوله‌ی مهم مطرح بوده‌است: دفاع و حمله؛ که امروزه به «پدافند» و «آفند» نیز معروف هستند، اما اینکه بین دفاع (پدافند) یا حمله (آفند)، کدامیک در زمان جنگ و تجاوز در اولویت قرار دارند؛ نظرات متعددی در محافل علمی و اجتماعی-سیاسی مطرح شده‌است. در این مقاله از سایت طب روحانی (که بعد از حدود ۴ سال سکوت منتشر می‌شود) قصد داریم علاوه‌بر پاسخ دادن به این سوال مهم، به بررسی انواع دفاع و حمله از منظر آیات و روایات بپردازیم و در انتها راجع‌به مقوله‌ای مهم و نادیده گرفته‌شده به نام پدافند معنوی که نیاز مبرم این روزهای کشور است نیز نکاتی را بیان کنیم، ان شاءالله.

تعریف و انواع پدافند:

پدافند (دفاع) در مقابل آفند (حمله) است و در لغت به معنای دفاع در برابر هجوم دشمن و یا انجام عملیات رزمی برای پیشگیری از موفقیت دشمن می‌باشد که البته خود، نوعی آفند یا حمله نیز محسوب می‌شود. به‌طورکلی رعایت تمهیدات پیشگیرانه برای در امان نگه‌داشتن نیروهای خودی از خطرات احتمالی، پاسداری از تمامیت ارضی، حاکمیت ملی در هرشرایطی و درنهایت دفع تهدید و تجاوز دشمن پدافند نامیده می‌شود. پدافند معمولا به دو نوع تقسیم می شود:
– پدافند عامل
– پدافند غیرعامل

پدافند عامل و غیرعامل کدامند؟
به‌کارگیری سلاح‌های گرم، تجهیزات جنگی و تکنیک‌های جنگی در برابر دشمن به‌منظور دفاع از خود و ازکارانداختن ابزار جنگی و نابودی آن را پدافند عامل می‌گویند. در مقابل اما، به مجموعه اقدامات غیرمسلحانه برای ارتقا پایداری ملی، کاهش آسیب‌پذیری، افزایش بازدارندگی، تداوم فعالیت‌های حیاتی و تسهیل مدیریت بحران در برابر اقدامات و تهدیدات نظامی دشمن پدافند غیرعامل گفته می‌شود. اما یکی از مهمترین اهداف اجرای پدافند غیرعامل که مرتبط با بحث ما یعنی پدافند معنوی نیز است، کاهش آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی زندگی مردم و حفظ امنیت، آرامش و آسایش جامعه می‌باشد که با یک برنامه‌ریزی و طراحی اصولی انجام می‌پذیرد.

دفاع مهم‌تر است یا حمله؟

برای یافتن پاسخ این سوال نمی‌توان از نظرات و راهکارهای مختلف بشری کمک گرفت، چون بشر در بحث مرتبط با علوم تجربی دائم در حال آزمون‌وخطا و اصلاح خطاها و اشتباهات خود است. از طرفی، در مسئله‌ی خطیری مانند دفاع و امنیت مطلقاً جایی برای اشتباه وجود ندارد، چون هرنوع خطای محاسباتی و اشتباه ممکن است به قیمت جان من نوعی یا عزیزانم تمام شود! پس لازم است به منبعی مراجعه شود که به اسرار هستی و حقایق حاکم بر نظام آفرینش اشراف کامل داشته باشد؛ لذا بهترین منبع برای پاسخ به این سوال «قرآن و عترت» است. در قرآن کریم اصل حقایق موجود در جهان هستی و ماهیت واقعی اشیا به‌دوراز فهم کافر و فاسق گنجانده شده‌است (وَجَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّهً أَن یَفْقَهُوهُ؛ انعام:۲۵) تا تنها مؤمن بتواند در مواقع لزوم به آن‌ها رجوع کرده و خود را از آسیب‌های پیرامونش نجات دهد (إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَأٓیَهࣰ لِّلْمُؤْمِنِینَ؛ حجر:۷۷).

با مرور آیات قرآن کریم به‌وضوح می‌توان دستورات مرتبط با دفاع و پدافند غیرعامل را مشاهده کرد، چون اساساً خداوند متعال دفاع و دفع تجاوز را مقدس‌تر از حمله و تجاوز می‌داند؛ لذا در طول تاریخ هیچ‌کدام از پیامبرانی که دارای سپاه و لشکر بودند آغازگر هیچ حمله‌ای حتی در برابر کفر نبودند، مگر در مواقعی که دشمن با نصیحت و خلع سلاح مسالمت‌آمیز موافقت نکرده و همچنان به عبادت غیرخدا اصرار ورزد. به‌عنوان نمونه در داستان حضرت سلیمان علیه‌السلام و ملکه سبأ آمده است که حضرت سلیمان علیه‌السلام ابتدا یک نصیحت‌نامه توسط هدهد پرنده برای ملکه فرستاد تا اگر ایمان نیاوَرَد و دست از عبادت خورشید برندارد آنگاه دستور حمله صادر گردد:

ٱذْهَب بِّکِتَٰبِی هَٰذَا فَأَلْقِهْ إِلَیْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَٱنظُرْ مَاذَا یَرْجِعُونَ(نمل:۲۸)
[سلیمان به هدهد گفت] این نامه‌ی مرا ببر و به سوى آنان بیفکن، سپس به‌دور از دیدگان آنان خود را کنارى بگیر و بنگر چه‌پاسخى می‌دهند؟

البته دستور حمله نظامی هیچگاه صادر نشد و این پیامبر الهی توانست با استفاده از نوعی پدافند غیرعامل که در واقع همان پدافند معنوی است، قدرت خود را به آن‌ها نشان داده و باعث تسلیم و ایمان‌آوردن ملکه شود. راجع‌به پیامبرانی که سپاه و لشکر نداشتند نیز مسئله‌ی دفاع بیشتر از حمله مدنظر قرار گرفته‌است؛ چنانچه در داستان حضرت موسی علیه السلام، آن‌هنگام که فرعون آغاز به کودک‌کشی کرد، خداوند متعال با دستوری که به مادر حضرت موسی علیه‌السلام مبنی‌بر گذاشتن او در صندوقچه و رهاکردن او در رودخانه داد، پیامبرش را با کمک پدافند غیرعامل معنوی نجات داد، همان‌گونه که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را با کمک چند تارعنکبوت و یک کبوتر در جلوی درب غار، از مشرکانی که در تعقیب او بودند نجات داد:

أَنِ ٱقْذِفِیهِ فِی ٱلتَّابُوتِ فَٱقْذِفِیهِ فِی ٱلْیَمِّ فَلْیُلْقِهِ ٱلْیَمُّ بِٱلسَّاحِلِ یَأْخُذْهُ عَدُوࣱّ لِّی وَعَدُوࣱّ لَّهُۥۚ وَأَلْقَیْتُ عَلَیْکَ مَحَبَّهࣰ مِّنِّی وَلِتُصْنَعَ عَلَىٰ عَیْنِیٓ(طه: ۳۹)
که او را در صندوق بگذار، پس او را به دریا بینداز تا دریا او را به ساحل اندازد، تا دشمن من و دشمن او، وى را برگیرد و محبوبیّتى از سوى خود بر تو انداختیم تا [همگان به تو علاقه و محبت ورزند و آنچه را انجام دادم براى این بود که] با مراقبت کامل من پرورش یابى [و ساخته شوى].

در نمونه‌ی دیگر از پدافند معنوی که خداوند برای نجات پیامبران بی‌سپاه خود استفاده کرده‌است می‌توان به داستان حضرت لوط علیه‌السلام نیز اشاره نمود. خداوند متعال برای نابودی قوم لوط ابتدا با یک نقشه و ترفند بی‌نقص، با کمک سه تن از فرشتگان خود، آن‌ها را به منزل حضرت لوط علیه‌السلام کشاند. گنهکاران با مشاهده فرشتگان که به‌شکل انسان‌های زیبایی بودند، می‌خواستند نیت پلید خود را عملی کنند که خداوند متعال دستور خروج شبانه (بدون همراه بردن افراد گنهکار) را به حضرت لوط علیه‌السلام داد تا اینکه صبح روز بعد عذاب بر آن‌ها نازل شد و نابودی این قوم شیطانی رقم خورد. نکته مهمی که در این داستان مشاهده می‌شود، اولویت خداوند بر نجات حضرت لوط علیه‌السلام و خانواده‌‌اش، و سپس حمله و نابودی دشمن است که در واقع همان اولویت قراردادن دفاع (پدافند) در برابر حمله (آفند) است:

قَالُواْ یَٰلُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّکَ لَن یَصِلُوٓاْ إِلَیْکَۖ فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعࣲ مِّنَ ٱلَّیْلِ وَلَا یَلْتَفِتْ مِنکُمْ أَحَدٌ إِلَّا ٱمْرَأَتَکَۖ إِنَّهُۥ مُصِیبُهَا مَآ أَصَابَهُمْۚ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ ٱلصُّبْحُۚ أَلَیْسَ ٱلصُّبْحُ بِقَرِیبࣲ(هود: ۸۱)
[میهمانان] گفتند: اى لوط! ما فرستادگان پروردگار توایم، آنان هرگز به تو دسترسى پیدا نمى‌کنند، پس خانواده‌ات را در پاره‌اى از همین شب حرکت ده و نباید هیچ‌یک از شما به‌سوى شهر بازگردد، اما همسرت را با خود مبر زیرا عذابى که به تبهکاران مى‌رسد به او هم خواهد رسید یقیناً وعده‌گاهشان [براى دچارشدن به عذاب] صبح [فردا] است، آیا صبح نزدیک نیست؟

حال که طبق آیات قرآن متوجه شدیم در زمان تهدید و تجاوز، اولویت با دفاع و پدافند و حفظ جان نیروهای خودی است، باید به‌دنبال اجرای صحیح بهترین و مهم‌ترین پدافند موجود باشیم. در ادامه به بحث اصلی خود یعنی پدافند معنوی و لزوم بکارگیری آن در کشور می‌پردازیم.

تعریف پدافند معنوی و ابعاد آن:

همان‌طور که در آیات قرآن و آنچه در بالا گفته شد مشاهده کردید، پدافند معنوی (که نمونه‌ای از انواع پدافندهای غیرعامل محسوب می‌شود) به مجموعه‌ اقدامات غیرمسلحانه‌ای گفته می‌شود که خداوند متعال به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم برای نجات بندگان مؤمن خود و به‌شکلی همه‌جانبه به‌کار می‌برد. پدافند معنوی نه‌تنها در بُعد نظامی بلکه در ابعاد مختلفی همچون اقتصادی، اجتماعی، شهری و حتی در بعد روانی یک جامعه می‌تواند کاربرد داشته باشد.

جالب است بدانید در پدافند معنوی، عقل و درایت انسانی دخیل نیست و هرآنچه اتفاق می‌افتد از جانب خداوند متعال است. این بدین معنی است که انسان نمی‌تواند مانند سایر پدافندهای غیرعامل به‌شکل جدی و سازمان‌یافته از پوشش، استتار، اختفا، پراکندگی یا فریب استفاده کند چون ممکن است محل اختفای او به‌راحتی توسط دشمن شناسایی شده و ضربه بخورد، اما ترفندی که خداوند برای نجات او ایجاد می‌کند قابل شناسایی و خنثی‌شدن توسط دشمنان نیست. کمااینکه پنهان‌شدن پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در غار کافی نبود؛ چون دشمن رد ایشان را زد و تا دهانه‌ی آن غار رسید.
در بحث پدافند معنوی، انسان تنها می‌تواند زمینه‌ی اجراشدن این نوع از پدافند را مهیا کند تا خداوند بتواند در مواقع ضرورت او را طبق صلاحدید خودش از خطرات دشمن نجات داده و محافظت نماید. اما مسئله مهم همین‌جا است؛ چگونه می‌توان زمینه‌ی اجرای پدافند معنوی توسط خداوند را مهیا کرد؟

شرایط تحقق پدافند معنوی :

اگر ما بخواهیم از کمک خداوند و لشکریان او به‌شکل کافی و ملموس در دفاع از کشور خود استفاده کنیم لازم است که حکومت و مسئولان کشوری و لشکری و حتی عامه‌ی مردم، هفت شرط زیر را مدنظر داشته باشند:

۱. حذف یا کاهش گناه در کشور:
حضرت علی(علیه السلام) در دعای کمیل به پنج گروه از گناهان و آثار زیانبار آن گناهان اشاره کرده است؛ اول: گناهانی که پیوندها را قطع می کنند «اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتی تَهْتِک الْعِصَمَ» دوم: گناهانی که درد و رنج به دنبال دارند «اَللّهُمَّ اغْفِـرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتی تُنْزِلُ النِّقَمَ» سوم: گناهانی که نعمت ها را تغییر می دهند «اَللّـهُمَّ اغْفِرْلِی الذُّنُوبَ الَّتی تُغَیرُ النِّعَمَ» چهارم: گناهانی که جلوی استجابت دعا را می گیرند «اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لی الذُّنُوبَ الَّتی تَحْبِسُ الدُّعآءَ» پنجم: گناهانی که نازل کننده بلا هستند «اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتی تُنْزِلُ الْبَلَاءَ» و جنگ نیز نوعی از بلا محسوب می‌شود.

اگر به جنگ اخیر بین کشورمان و رژیم صهیونیستی نگاه کنید، این دشمن شیطانی از چندین‌سال قبل برای حملات خود برنامه‌ریزی کرده بود. دشمن صهیونی که حکومت خود را برپایه عبادت شیطان بنا نهاده است به‌خوبی می‌داند که نمی‌تواند با جامعه‌ای ایمانی که دارای اعتقادات راسخ دینی است وارد جنگ مستقیم شود. لذا برای دورکردن فرشتگان و واردکردن شیاطین خود به کشور، ابتدا به افزایش گناه و دورکردن مردم از دین پرداخت که امروزه متأسفانه خود را به‌شکل‌های مختلفی در جامعه ازجمله بی‌بندباری و هنجارشکنی افراطی نشان داده‌است.

بنابراین مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران اگر می‌خواهند که شیطان را از کشور بیرون رانده و زمینه‌ی نزول هرچه بیشتر کمک‌های غیبی الهی را فراهم کنند می‌بایست یکسری قوانین و برنامه‌ها را با کمک مردم مومن در جهت کاهش گناه در کشور تدوین کنند. اینکه چقدر در این زمینه موفقیت حاصل شود مهم نیست؛ مهم این است که خداوند ببیند ما درجهت کاهش گناه و اجرای امر به معروف و نهی از منکر در کشور به‌شکل جدی مشغول هستیم. اما وقتی مسئولان حاضر نیستند حتی برنامه‌های تصویب‌شده‌ی قبلی خود مانند قانون حجاب و عفاف را اجرا کنند چگونه از خداوند انتظار کمک داشته باشیم!

جهت درک بهتر این مساله بیایید به ابتدای انقلاب برگردیم، زمانی که هواپیماهای دشمن آمریکایی به کشور حمله کردند و در صحرای طبس سرنگون شدند، امام خمینی (ره) در شرح علل این اتفاق که درواقع همان پدافند معنوی خداوند بود، به نکته بسیار مهمی راجع‌به قدرت معنوی و امدادهای غیبی اشاره و در جمله معروفی فرمودند که هواپیماها را ما ساقط نکردیم، بلکه شن‌ها ساقط کردند؛ شن‌ها مأمور خداوند بودند.

از همین حادثه‌ی طبس می‌توان نتیجه گرفت که پدافند معنوی گرچه جزو پدافندهای غیر عامل دسته‌بندی می‌شود اما در مواقع لزوم می‌تواند مانند پدافند عامل عمل کرده و جنگ‌افزارهای نظامی دشمن را از کار بیاندازد.

به‌نظر شما چرا شن‌های صحرای طبس به دستور خداوند به ما در آن زمان کمک کردند؟ و چرا دیگر شاهد این نوع امدادهای غیبی در کشور و به‌شکل ملموس نیستیم؟ پاسخ در همان مسئله‌ی مبارزه با گناه است.

در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، اگر دقت کرده باشید ما از بی‌حجابی به‌سمت حجاب آمدیم، مراکز فحشا و فروش مشروبات الکلی را بستیم و به مساجد و حسینه‌ها رونق دادیم و اولین نماز جمعه برگزار شد، افراد خائن و فاسد را از کشور بیرون راندیم و مؤمنان را جایگزین آن‌ها کردیم، با دولت‌های فاسد و کافری مانند آمریکا قطع ارتباط کامل کرده و مذاکرات با آن‌ها را لغو کردیم، آغاز حمایت از ملت مظلوم فلسطین و عدم به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی و خیلی موارد دیگر که باعث شد فرشتگان و مأموران غیبی خداوند مجوز کمک به ما را دریافت کنند. (درست همان کاری که اکنون یمن دارد انجام می‌دهد و حمایت خداوند را دریافت کرده است)

اما متأسفانه اکنون در یک عقب‌گرد معنوی و در سایه‌ی انفعال مسئولین، داریم از حجاب به‌سمت بی‌حجابی می‌رویم، نفوذ افراد خائن و فاسد در بدنه‌ی نظام زیاد شده، فیلم‌ و سریال‌هایی در کشور ساخته و پخش می‌شوند که در آن‌ها شئونات اسلامی رعایت نمی‌شوند، در مذاکره با آمریکا ذلت را برخود تحمیل کرده‌ایم، در مبارزه نظامی با اسرائیل اهمال کرده و عقب نشینی غیر تاکتیکی انجام دادیم و موارد زیادی ازاین‌دست که روی‌هم‌رفته منجر به کمرنگ‌شدن امدادهای غیبی در ایران شد.

جالب است بدانید بعد از توقف جنگ ایران و رژیم صهیونیستی، مسئولین کنونی دولت با خوشحالی و حالتی پیروزمندانه اعلام کردند که اگر قانون حجاب اجرا می‌شد بعد از جنگ شاهد این وحدت بین مردم نبودیم! اما نمی‌دانند که اولا اگر قانون حجاب و سایر قوانین مرتبط با گناه و برخورد با هنجارشکنی به شکل صحیح اجرا می‌شد طبق آنچه در این مقاله گفتیم اصلا جنگی در کشور رخ نمی‌داد و خون فرماندهان، دانشمندان و مردم بر زمین نمی‌ریخت. در ثانی، افراد بی‌حجابی که پس از جنگ طرف حق ایستادند همان افراد گول خورده توسط تبلیغات دروغین دشمن هستند که اگر دولت برای ارشاد آن‌ها برنامه‌ای تدوین می‌کرد شاید به سمت بی‌حجابی نمی‌رفتند. این افراد حتی اگر قانون حجاب و عفاف قبل از جنگ اجرا می‌شد باز هم در زمان جنگ و تجاوز و با کمک فرشتگان، پشت کشور و نظام جمهوری اسلامی می‌ایستادند چون در انتهای قلب‌شان همچنان یک نقطه‌ی سفیدی وجود دارد و کامل سیاه نشده است.

قال الصادق علیه السلام: إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَیْراً نَکَتَ فِی قَلْبِهِ نُکْتَهً بَیْضَاءَ وَ فَتَحَ مَسَامِعَ قَلْبِهِ وَ وَکَّلَ بِهِ مَلَکاً یُسَدِّدُهُ (الکافی ج ۲، ص ۲۱۴)
امام صادق علیه السّلام فرمود: به راستی‌ که خدای‌ عزّ و جلّ‌ چون خیر بنده‌ای‌ را بخواهد، در دلش نقطه سپیدی‌ افکند و شنوایی دلش را بگشاید و بر او فرشته‌ای‌ گمارد که به او کمک کند.

اما افراد شیطانی با قلبی سراسر سیاه (که با هدفی خاص برنامه بی‌حجابی و عادی‌سازی گناه را پیش می‌برند) نه‌تنها پس از بروز جنگ پشت مردم و نظام نایستادند و تجاوز را محکوم نکردند بلکه منتظر سقوط جمهوری اسلامی نیز بودند و از اینکه این اتفاق رخ نداد عصبانی هستند.

(ادامه حدیث قبل) و إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ سُوءاً نَکَتَ فِی قَلْبِهِ نُکْتَهً سَوْدَاءَ وَ سَدَّ مَسَامِعَ قَلْبِهِ وَ وَکَّلَ بِهِ شَیْطَاناً یُضِلُّهُ‌. 
 و چون {خداوند} برای بنده‌ای بد خواهد، لکه‌ای از سیاهی در دلش افکند و شنوایی دلش را ببندد و شیطانی بر او گمارد که گمراهش کند.

۲. افزایش عبادت و عمل به دین:
طبق آیه ۴۵ سوره عنکبوت، عبادت از جمله نماز باعث می‌شود که انسان سمت گناه و منکرات نرود (ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر) که خود نوعی کاهش گناه محسوب می‌شود. پس اگر بخواهیم زمینه اجرای پدافند معنوی را در کشور فراهم کنیم، لازم است نهادهای مردمی و دولتی برای افزایش اعمال عبادیِ باکیفیت و خالصانه در کشور وارد عمل شوند؛ مساجد باید از حالت کسالت‌بار کنونی خود خارج و در هرپنج وعده نماز مملو از جمعیت شوند و نماز را با معرفت و آگاهی نسبت به احکام شرعی آن بخوانند. نمازی که بدون‌توجه و همراه با خمیازه و حواس‌پرتی و حتی گاهی با وضوی غلط خوانده شود چگونه می‌تواند باعث اجرای پدافند معنوی در کشور شود؟

مساجد و مصلّی‌ها در شرایط جنگی نباید مانند دوران همه‌گیری کرونا که به اشتباه تعطیل شدند، تعطیل شوند بلکه باید رونق بیشتری پیدا کنند. همچنین حسینه‌ها باید علاوه‌بر ذکر مصیبت و عزاداری در ماه محرم و صفر، زمان زیادی از منبرها را به سخنرانی درباب افزایش بصیرت دینی و دشمن‌شناسی که در رأس آن شیطان‌شناسی است، اختصاص دهند و خیلی اقدامات دیگری از این دست که باتوجه‌به ظرفیت مساجد و حسینه‌ها قابل اجراست.

۳. استخراج و به‌کارگیری نکات نظامی موجود در آیات و روایات:
یک تیم متخصص از حوزه‌های علمیه باید به کمک نیروهای مسلح بیاید. آن‌ها باید با کمک تفاسیر قرآنی و شرح حدیث، نکات مرتبط با دفاع و حمله را جستجو و استخراج کنند. حوزه علمیه که نه در زمان همه‌گیری کرونا وارد عمل شد و نه اکنون در زمان جنگ، پس چه‌زمانی می‌خواهد بصورت جدی و کاربردی به کمک کشور بیاید؟ در آیات و روایات نکات دفاعی زیادی وجود دارد که اگر استخراج شوند زمینه موفقیت دفاع و حمله را چندبرابر خواهد کرد.

به‌عنوان مثال؛ قرآن کریم همیشه به حمله‌های صبح یا نزول عذاب در صبحگاهان اشاره دارد. از این آیات می‌توان نتیجه گرفت برای موفقیتِ بیشترِ حملات به دشمن بهتر است هنگام صبح اجرایی شوند. در همین جنگ بین کشورمان و رژیم صهیونیستی اگر دقت کرده باشید میزان موفقیت حملاتی که ایران در صبح (روزهای آخر) انجام داد بیشتر از حملاتی بود که در شب‌هنگام و روزهای ابتدایی انجام گرفت (حداقل در بحث غافلگیری و موفقیت اصابت‌ها) اما اینکه چرا تأثیر حملات صبح از شب بهتر است، این یک راز است و کسی جز خداوند و اولیای او از آن اطلاعی ندارد:

– فَٱلْمُغِیرَٰتِ صُبْحࣰا(عادیات:۳)
و سوگند به سوارانى که هنگام صبح غافلگیرانه به دشمن هجوم مى‌برند.
– إنَّ مَوْعِدَهُمُ ٱلصُّبْحُۚ أَلَیْسَ ٱلصُّبْحُ بِقَرِیبࣲ(هود:۸۱)
یقیناً وعده‌گاهشان [براى دچارشدن به عذاب] صبح [فردا] است، آیا صبح نزدیک نیست؟

در دعای ۲۷ صحیفه سجادیه نیز آمده است که باید بین دشمن و آذوقه و اسلحه‌اش جدایی ایجاد شود (هدف قرار دادن پایگاه‌های نظامی، فروگاه، بنادر و مراکز انرژی تا کارخانه‌های داخلی آنها از تولید باز ایستند) و در فنون جنگی باید به اشتباه بیفتند (جنگ الکترونیک علیه سامانه‌های دفاع و حمله) و در دلشان ترس ایجاد شود که این مورد با جنگ رسانه‌ای نیز محقق خواهد شد. یا در داستان کودکی حضرت موسی علیه السلام که بالاتر اشاره شد خداوند می خواهد به ما بگوید در جنگ با دشمن بعد از شناسایی خلاءهای امنیتی باید به نزدیک ترین محل زندگی روسای آنها نفوذ کرد و تحرکات دشمن را زیر نظر گرفت. چنانچه حضرت موسی علیه السلام با کمک پدافند معنوی خداوند و با شناسایی نقطه ضعف دشمن (نازایی) به داخل قصر نفوذ و سالها بدون اینکه فرعون و بزرگان قصر متوجه شوند کنار آنها زندگی کرد. موارد زیادی از این دست در منابع دینی ما وجود دارد که می‌تواند بعنوان تاکتیک‌های مهم جنگی استخراج و مورد استفاده قرار بگیرند.

۴. حذف افراد فاسد از نهادهای مهم:
زمانی که خداوند تصمیم گرفت حضرت نوح علیه‌السلام را با کمک کشتی از طوفان و سیل نجات دهد، به او خطاب کرد که اجازه نداری همسر و یکی از فرزندانت را با خود سوار کشتی کنی! به نظر شما علت چیست؟ علت این است که همسر و فرزند حضرت نوح علیه‌السلام، هر دو خائن و فاسق بودند و اگر سوار کشتی می‌شدند ممکن بود در روند کار فرشتگان و نجات مؤمنان اختلال ایجاد می‌شد. راجع به همسر حضرت لوط علیه‌السلام نیز همین دستور صادر شد شاید به این دلیل که فرشتگان و مأموران غیبی خداوند بتوانند بدون مزاحمت شیاطین همراه این افراد (که در احادیث قبل اشاره شد) روند نجات مؤمنان را به سرانجام برسانند:

ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلࣰا لِّلَّذِینَ کَفَرُواْ ٱمْرَأَتَ نُوحࣲ وَٱمْرَأَتَ لُوطࣲۖ کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَٰلِحَیْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ یُغْنِیَا عَنْهُمَا مِنَ ٱللَّهِ شَیْـࣰٔا وَقِیلَ ٱدْخُلَا ٱلنَّارَ مَعَ ٱلدَّـٰخِلِینَ(تحریم:۱۰)
خدا براى کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زده که تحت سرپرستى و زوجیت دو بنده شایسته از بندگان ما بودند، ولى [در امر دین و دیندارى] به آن دو [بندۀ شایستۀ ما] خیانت ورزیدند، و آن دو [پیامبر] چیزى از عذاب خدا را از آن دو زن دفع نکردند و [هنگام مرگ] به آن دو گفته شد: با واردشوندگان وارد آتش شوید.

در تفاسیر و روایات آمده است که این گونه افراد بسبب کفر و نفاقی که دارند بر دلهایشان مهر و علامتی زده می شود که فرشتگان از این طریق آنها را شناسایی می کنند. بعنوان نمونه در تفسیر مجمع البیان در ذیل آیه‌ی ۶ از سوره بقره آمده است: وقتى کافر در کفر و انکارش بدان درجه رسید که دیگر ایمان نخواهد آورد و براى خدا معلوم است علامتى بر قلبش زده می‌شود که نقطه‌ایست سیاه رنگ تا ملائکه بدانند که او ایمان نمی‌آورد و او را سر زنش و نفرین کنند همانطور که در قلب شخص مؤمن علامت ایمان نوشته می‌شود تا ملائکه بدانند و او را ستایش و برایش طلب عفو و رحمت کنند (ترجمه تفسیر مجمع البیان/ج۱، ص۶۸)

ازاین‌رو حذف افراد خائن و فاسد از بدنه حکومت و در بین مسئولان کشوری و لشکری درجهت اجرای پدافند معنوی، یک امر ضروری و لازم‌الاجراست. به زمانبندی‌های تجاوز رژیم صهیونیستی به کشور نیز اگر دقت کنید، آن‌ها زمانی جرأت حمله پیدا کردند که در بدنه نظام افرادی سرکار آمدند که برخی از آن‌ها سابقه‌ی خوبی در زمینه خدمت به ملت نداشته و اغلب چشم امید به پنجره غرب فاسد دوخته‌اند. این افراد طبق احادیث قبلی، اگر لکه ای سیاه در دل داشته باشند فقط شیاطین کنارشان بوده و فرشتگان از کمک کردن امتناع خواهند کرد.

در جنگ تحمیلی ۸ ساله‌ی ایران و عراق نیز همین اتفاق رخ داد. رژیم بعث زمانی جرأت حمله و تجاوز به کشور را پیدا کرد که بنی‌صدر معلوم الحال به ریاست جمهوری ایران رسید و تا زمانی که این فرد در ریاست بود لشکر بعثی پیشروی و تصرفات زیادی در خاک کشور انجام داد. اما به محض عزل بنی‌صدر، ورق به سرعت برگشت و نیروهای مسلح ایران (با کمک امدادهای غیبی خداوند) توانستند با خلق حماسه بر دشمن غلبه کرده و تجاوز را بطور کامل دفع کنند.

۵. به‌کارگیری افراد مؤمن در نهادهای حساس:
در شب لیله المبیت، خداوند متعال با کمک حضرت علی علیه‌السلام که در آن زمان تنها فرد مؤمن، شجاع و مورد اعتماد خداوند بود جان پیامبر صل‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را طی یک پدافند غیرعامل معنوی نجات داد. پس اگر در کشور خود بخواهیم با کمک پدافند معنوی جان رهبران و فرماندهان را حفظ کنیم، لازم است که افراد مؤمن، شجاع و قابل اعتماد را در اطراف آن‌ها گسترش دهیم. البته ابتدا باید شاخص‌ها و مؤلفه‌های صحیح ایمان، شجاعت و اعتماد را از متون دینی استخراج کرد و طبق همان شرایط این افراد گزینش شوند. صرفاً نمازخوان‌بودن و ریش‌گذاشتن دلیل بر مؤمن‌بودن نیست؛ باید افرادی سرکار بیایند که جز عمل به دستورات خداوند و جلب رضایت او به چیز دیگری فکر نکنند.

وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ٱبْتِغَآءَ مَرْضَاتِ ٱللَّهِۚ وَٱللَّهُ رَءُوفُۢ بِٱلْعِبَادِ(بقره/۲۰۷)
و از مردم کسى است که جانش را براى خشنودى خدا مى‌فروشد [مانند امیرالمؤمنین علیه‌السلام] و خدا به بندگان مهربان است.

حضرت علی علیه‌السلام زمانی که به خلافت رسیدند، افرادی را به‌عنوان مسئول حکومتی انتخاب کردند که تا پیش‌ازاین خانه‌نشین بودند و حضرت آن‌ها را از داخل چاه و زمین‌های کشاورزی و تنها به‌دلیل داشتن تقوا و پاکی فراخوانده و حکم ریاست بر بلاد مسلمین دادند. در زمان حال و راجع به کشورمان نیز اگر بخواهیم از این منظر بررسی کنیم، اکثر موفقیت‌‌های مادی و معنوی ما در سطوح داخلی و بین‌الملل زمانی رقم خورد که افراد مؤمن و انقلابی روی کار بودند.

۶. تشکیل تیم دعا:
همان‌طور که در روایات آمده، دعا سلاح مؤمن است؛ پس در شرایط جنگی نباید از این سلاح تیز و برنده غافل شد. اینکه صداوسیما برای کمک به نیروهای مسلح، خواندن سوره فتح و دعاهایی از صحیفه سجادیه را پیشنهاد می‌کند خوب است اما کافی نیست، چون این‌ها دعاهای عمومی هستند و ممکن است استجابت آن‌ها زمان‌بر باشد. در شرایط حساس جنگی، نیاز به دعاهای جزئی‌تر با هدفی خاص داریم؛ به‌عنوان نمونه، زمانی‌که دشمن تهدید خاصی را متوجه کشور می‌کند یا بگوید قصد دارد فلان مکان را بمباران کند، ما باید دعا را به‌سمتی ببریم که این بمباران را خنثی یا تلفات آن را به حداقل برساند.

لذا جهت تأثیرگذاری هرچه بهتر دعا لازم است که شرایط استجابت به‌درستی و به‌شکل هدفدار و صحیح آن که در مقاله شرایط استجابت دعا عنوان کردیم (و الحمدلله در مجله دانشگاه بوعلی سینای همدان نیز به‌چاپ رسید)، صورت بگیرد. طبق شرایط استجابت دعا، اگر دشمن صهیونی به‌فرض مثال اعلام کند که قصد دارد تأسیسات هسته‌ای نطنز را بمباران کند دعای ما باید به‌شکل زیر باشد:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد
سبحان الله والحمد لله ولا إله إلا الله والله أکبر
خداوندا، گناهان و خطاهایی که باعث موفقیت حمله رژیم صهیونیستی به تأسیسات هسته‌ای نطنز و آسیب جدی به این مکان می‌شوند را بر ما ببخش. خداوندا، سایر مؤمنان راه حق در هرکجای دنیا که در معرض چنین خطراتی از طرف دشمنان هستند را نیز نجات بده. آمین یا رَبَ الْعالَمِین‏ و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

لازم به ذکر است که‌ جهت تأثیرگذاری هرچه بیشتر، بهتر است این دعاها به‌صورت گسترده و با جمعیت زیاد انجام شوند. البته دعا حتی اگر از یک نفر قبول واقع شود برای خداوند کافی است تا به خواسته‌ی مطرح‌شده در دعا لبیک بگوید، اما ازآنجایی‌که ما نمی‌دانیم آن یک فرد این دعا را خوانده یا خیر، لازم داریم تا برای افزایش شانس اجابت، تعداد دعاکنندگان را بالا ببریم. برهمین‌اساس مراکزی که دسترسی انبوه به مردم دارند مانند صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، می‌بایست یک فراخوان بزرگ انجام داده و یک تیم دعای چندمیلیونی تشکیل شود.

برای اینکه آمار شرکت‌کنندگان در این تیم مشخص باشد و دستورات لازم به عموم مردم ارسال شود، لازم است که صداوسیما یک شماره پیامک معرفی کند تا شرکت‌کنندگان در تیم دعا بتوانند با ارسال پیامک، ثبت‌نام خود را اعلام کنند. بعد از تشکیل‌شدن تیم دعا و اعلام آمادگی مردم، می‌بایست دعاهای هدفدار بعد از مشورت و تعیین نیاز از طرف مسئولان مربوطه و طبق شرایطی که در بالا آوردیم تهیه و برای مردم پیامک شده و از آن‌ها خواسته شود هرکس آن دعا را خواند با ارسال پیامک اطلاع دهد تا آمار دقیقی از تعداد دفعات خواندن دعا به‌دست آید.

عن الصادق(علیه‏السلام) قال:
قال النبیُّ(صلَّی‏الله‏عَلیه‏وَ‏آله‏وَسلَّم): أَلَا أَدُلُّکُمْ عَلَى سِلَاحٍ یُنْجِیکُمْ مِنْ أَعْدَائِکُمْ وَ یُدِرُّ أَرْزَاقَکُمْ قَالُوا بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ تَدْعُونَ رَبَّکُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ فَإِنَّ سِلَاحَ الْمُؤْمِنِ الدُّعَاءُ.[کافی، ج۲، ص۴۶۸]
ترجمه و شرح: روایت از امام صادق علیه‌السلام منقول است که حضرت فرمودند که پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم خطاب به جمعی فرمودند: آیا نمی‏خواهید که شما را راهنما شوم به سلاحی که شما را از دشمن ایمنی‌بخش است و رهایی می‌دهد و روزی‌های شما را فراوان می‌کند؟ آن جمع در جواب عرض کردند بله، بفرمایید. حضرت فرمودند: «تَدْعُونَ رَبَّکُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ»؛ یعنی دعا کنید در شب و روز. بعد هم علّتش را فرمودند: «فَإِنَّ سِلَاحَ الْمُؤْمِنِ الدُّعَاءُ»؛ چون سلاح مؤمن دعای او است.

۷. صدقه، نذر و قربانی‌کردن:
طبق روایات، صدقه و نذر به نیت قرب الی الله می‌تواند باعث دفع شر و بلا شود. اگر این اعمال به‌شکل صحیح، گسترده و به‌دست فقیر مؤمن برسد می‌تواند اثرات تجاوز دشمن را به‌شکل قابل توجهی کاهش دهد و جان رهبران و فرماندهان خودی و حتی شهروندان عادی را نجات دهد و یا آسیب به آن‌ها را به حداقل برساند:

امام صادق علیه السلام :
مَن تَصَدَّقَ فی یَومٍ أو لَیلهٍ دَفَعَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ عَنهُ الهَدمَ و السَّبُعَ و مِیتَهَ السُّوءِ.
هرکه در روز یا شب صدقه دهد، خداوند عزّوجلّ او را از [ماندن زیر] آوار و [حمله حیوان ]درنده و بد مُردن حفظ می‌کند ( بحارالأنوار: ۹۶/۱۲۴/۳۴).

این هفت مورد فوق که خود نوعی امر به معروف و نهی از منکر محسوب می‌شوند اگر درست، کامل و به‌شکل گسترده در کشور انجام شود، دیگر نیازی به ساخت بمب اتم (یا حتی نگرانی بابت حملات هسته‌ای دشمن) نخواهیم داشت چون طبق فرمایش حضرت امام (ره) پدافند معنوی می‌تواند کشور را از لحاظ معنوی بیمه و پای نیروهای غیبی خداوند را به کشور باز کند. البته در این جنگ اخیر، خداوند با عفو و گذشت خود و به یُمن وجود همان اندک افراد مؤمن در کشور، درحد بسیار زیادی به ما کمک کرد، به‌طوری‌که نشانه‌هایی از اجرایی‌شدن پدافند معنوی توسط خداوند و اولیای مقرب او را به‌صورت کم‌وبیش شاهد بودیم.

بازگرداندن پدافند از کار افتاده در کوتاهترین زمان، ساقط‌کردن جنگنده‌ها و پهپادهای پنهان‌کار در شرایط سخت و پیچیده جنگ الکترونیک دشمن، عبور موشک‌ها از چندین لایه دفاعی و اصابت موفق به خاک دشمن، خنثی‌شدن برخی حملات به مراکز هسته‌ای، حفظ جان فرماندهان باقیمانده و مسئولان کشور و خیلی موارد دیگر از جمله‌ی این کمک‌های غیبی بود که شاید ما از آن‌ها بی‌اطلاع باشیم، اما اگر از کسی که در اتاق جنگ کشور نشسته و این معجزات را از نزدیک دیده و لمس کرده‌است سؤال کنید، حتماً این مسئله را تأیید خواهد کرد.

متأسفانه باوجود این بخشش و کمک‌ها از طرف خداوند، مسئولان ما و حتی مردم به‌شکل جدی به نقش خداوند و کمک‌های او اشاره نکرده و سپاسگزاری لازم را انجام ندادیم که همین امر ممکن است منجربه کاهش کمک‌های غیبی خداوند شود، چون ناسپاسی از انواع کفر است (تفسیر المیزان ج۱، ص۸۴) و فرد ناسپاس و کافر همواره در خطر سلب نعمت قرار دارد.

هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی، لِیَبْلُوَنِی، أَأَشْکُرُ؟ أَمْ أَکْفُرُ؟ [حضرت سلیمان علیه‌السلام پس از غلبه بر قوم سبأ] این از فضل پروردگارم است، تا مرا بیازماید، آیا شکر می‌گزارم؟ یا کفران می‌کنم؟

نکته مهم و توصیه پایانی:

برای اجرای هرچه بهتر پدافند معنوی و به‌طورکلی حفظ دین در کشور و کاهش نفوذ دشمن شیطانی، توصیه ما به تشکیل یک وزارتخانه‌ی مستقل است. مجلس محترم شورای اسلامی باید در این زمینه احساس خطر کرده و به وطیفه‌ی دینی و اسلامی خود عمل کند. اکنون در حوزه اقتصاد، بهداشت، دادگستری، راه، ورزش، گردشگری و… (که بعضاً هیچ‌باری را از کشور برنداشته‌اند و تنها شاید به‌دلیل اینکه در غرب این نوع وزارتخانه تعریف شده‌است، پس ما هم باید داشته یا نداشته باشیم) وزارتخانه وجود دارد و در صورت تخلف، وزیر آن وزارتخانه به مجلس احضار می‌شود.

اما آیا تابه‌حال به این فکر شده‌است زمانی‌که دین به خطر بیفتد یا اجرای فرامین الهی در کشور کمرنگ یا مختل شود، کدام وزیر باید به مجلس احضار شود؟ اکنون و به‌عنوان نمونه در مساله‌ی گسترش فساد اخلاقی بین جوانان، تجاوز به عنف، سرقت، رباخواری، مشروبات الکلی، قتل، خیانت به همسر، بی‌حجابی و هنجارشکنی در کشور و مانند اینها که بعضا در اسلام جزو گناهان کبیره محسوب می‌شوند، مجلس باید به ناکارآمدی و عملکرد کدام وزراتخانه رسیدگی کند؟ استیضاح کدام وزیر باید در مجلس کلید بخورد؟ اگر باید وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی استیضاح شود چرا تاحالا نشده و اگر این مساله در ذیل قانون و وظایف وزارت فرهنگ نیست پس این نقص را باید با تشکیل یک وزارتخانه‌ی مستقل برطرف کرد. وزارتخانه‌ای که چه بسا اگر بود دیگر شاهد اختلاف مجلس و دولت بر سر اجرای قوانین مربوطه مانند عفاف و حجاب در کشور نبودیم.

در ماجرای اخیر ورزشکاران دو و میدانی در کره جنوبی، مجلس وزیر ورزش را احضار کرده است که این مساله اصلا ارتباطی به وزیر ورزش ندارد بلکه کمبود یک وزراتخانه مستقل را فریاد می‌زند.

وجود یک وزارتخانه‌‌ با عنوانی مانند «وزرات دین و سلامت معنوی» یا هرعنوان مشابه دیگر به همراه شرح وظایف و سیاست‌گذاری مستقل، علاوه بر کمک به اجرای هرچه بهتر پدافند معنوی، می‌تواند مسئولین دولتی را ملزم به اجرای صحیح فرامین دینی در کشور کرده و همچنین درصورت کوتاهی و تخلف در این زمینه، وزیر مربوطه بداند که باید در مجلس پاسخگو باشد. اگر مجلس و نماینده قانونگذار به این حیطه ورود نکنند در آینده ممکن است شاهد هزینه‌دادن و ازبین‌رفتن سرمایه‌های انسانی و ایمانی بیشتری توسط دشمن و شیاطین جنی و انسی او باشیم.

خروج از نسخه موبایل